اوليويه ( مترجم : محمد طاهر ميرزا )

168

سفرنامه اوليويه ( فارسى )

پس از آموختن قرائت و كتابت ، به تعليم و تفسير قرآن مىپردازند . در ايران پس از توانستن خواندن و نوشتن ، مقدمات نحو و صرف ، آموختن زبان عربى و زبان تركى به شاگردان تكليف كنند ، و پس از آن علم معانى و بيان و حكمت و اشعار و ادب آموزند . دانستن زبان عربى و تركى در ايران ، اس و اساس همهء تعليمات ، و ضرورى تدريس است . لغت عرب بهر آنكه مبناى شريعت بر اوست ، و زبان تركى به‌جهت آنكه زبان عمومى اهل دربار و دولت و طوايف شمال شرقى ايران است [ حايز اهميت است ] . ثمرهء علم بيان ، طلاقت لسان و صحّت تحرير و انشاء و ايراد كنايات و مبالغات و استعارات در كلام است . بسيارى از طلاب ، حريص آموختن اين علم باشند و بسيارى از عمر خود را براى [ يادگيرى آن ] صرف كنند . آنان كه ميل به اطلاع از دقايق رموز و حقايق نكات علوم اعلا بهم رسانند ، به آموختن فلسفه روند . اين فلسفه كه گفتيم ، سه قسم است : طبيعيات ، عقليات و الهيّات . طبيعيات مشتمل است بر اصول رياضى و طبّ . عقليات مشتمل است بر شرعيات و قوانين و احكام شرايع اسلام . الهيّات و اخلاق متمم تمام تعليمات است . همهء اينها پر از قواعد و قوانين معتبره ، امثال و حكم و تحصيلات تمثيلات و حكايات منثوره و منظومه است . به همين سبب است كه بعد از آموختن الهيّات و اخلاق ، اهتمام تمام به آموختن اشعار مىكنند . ايرانيان چون تحصيلات علوم محض را ، براى آگاهى مىكنند ، لهذا هيچ علمى بر آنها ، ممنوع نباشد و هرچه توانند در ميدان علوم جولان كرده و به هر علمى بىمانع داخل شوند . امّا آنان كه تحصيل علم را وسيلهء معيشت و علّت منفعت كرده‌اند ، مخصوصا در علم احكام و قوانين شريعت ، به عبارت اخرى در فقه و اصول ، در تنجيم و در طبابت غور كرده و تمامى تحصيلات خود را بر فقه ، تا تنجيم و طبابت مقصود مىكنند و تجاوز به علوم ديگر نمىكنند . علم اولى يعنى فقه و اصول كه آنان را به رتبهء اجتهاد در احكام شريعت به مسند دارالشرع ، ديوان مظالم ، رياست عامّه و اعتماد دولت و وزارت سلاطين و توليّت امور مساجد و بقاع متبركه و رياست مدارس مىرساند . در عثمانى ، چنان كه گفتيم ، ارباب شريعت به صنفى و جمعيتى متشكل مىمانند كه موسوم به علما هستند . به اين صنف داخل نگردند ، مگر بعد از آموختن قرآن و تفسير آن ، و امتحاناتى چند و طىّ كردن درجاتى معدوده . در ايران چنين صنفى و جمعيتى مخصوص ، نباشد . على السويه هر كسى را از علما دانند ، كه تحصيل علوم نمايد و به طبقات عاليه برسد ، و گاه نيز به اراده و اجازهء پادشاه بعد از آنكه توسط « ديوان بيگى » به حضور شاه مشرّف شوند .